دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
291
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ميس سويم تكلى ( Miss Sevim Tekeli ) بين ابزار تقى الدين در رصدخانه استانبول و تيكوبراهه در اروپا مقايسهاى انجام داده و هر دوى اين منجمان با سدس فخرى و نطاق سمتى كه از مدتها پيش در جهان اسلام به كار مىرفت و بعدها وارد اروپا شد ، آشنا بودند ولى نطاق بزرگ چوبى و نطاق آليداد تيكوبراهه چندسال بر ابزار تقى الدين سبق داشت . هردو براى بررسى و نگارش بررسيهايشان پلكانهايى ايجاد كرده بودند . بديهى است كه بين تركيه و غرب و نيز برغم جنگهاى متمادى ، با ايران نيز روابط كافى فكرى برقرار بود و آنچه در مورد رصدخانه استانبول گفتيم ، درخصوص مؤسساتى از اين نوع در نواحى دوردست شرق و حتى در مورد هند مغولان اعظم نيز مصداق داشت . درعينحال كه از اروپا ساعت مكانيكى وارد رصدخانه استانبول شد تا براى ثبت زمان جاى ساعت آبى را بگيرد ، اطلاعات و انديشههاى علمى جهان اسلام بتدريج از طريق ايليا ميسراخى ( Elia Misrachi ) ( 1526 - 1456 م . ) كه سفرى به بال ( Basle ) كرد و رگيومونتانوس در مأموريت علمى به هنگرى ، به غرب وارد شد . نظريه اسلامى پوستههاى سفت فلكى را پيورباخ ( Peurbach ) اقتباس كرد . سايلى ( Sayili ) ، به حق اشاره مىكند : « بعيد نيست كه پيشرفت و عروج علم نجوم اروپائى كه توسط پيورباخ و رگيومونتانوس صورت گرفت بر اثر تماس با جهان شرق اسلامى باشد « 1 » . » همچنين رصدخانه كسل لندگريو از آن ويلهلم چهارم هسه ( 92 - 1532 م . ) نخستين نهاد اروپائى قابل مقايسه با نهادهاى اسلامى بود و اين رصدخانه سلطنتى پيشينههايى در سرزمينهاى اسلامى داشت . رصدخانه سمرقند بيشترين تأثير را در غرب گذاشت : رصدخانه مراغه از نظر زمانى دور و رصدخانه استانبول هم به لحاظ زمانى نزديك بود . در اين قلمرو بايد نام گريوز را ذكر كرد . گريوز از آن اشراف بىباكى بود كه در ظهور علم در انگلستان سده هفدهم سهمى داشت . او كه در سال 1630 م . استاد برگزيده هندسه در كالج گريشام شده بود ، به علوم اسلامى علاقه بهم رساند و با تشويق اسقف اعظم لاود ( Laud ) ، هفت سال بعد لندن را در معيت شرقشناس معروف ادوارد پوكاك ( Edward Pococke ) ترك گفت و نزد خود ابزار ساخت رصدهاى نجومى و پول براى خريد كتب - مخصوصا كتب زيج الغ بيك - داشت . گريوز در سال 1638 م . در استانبول به جمعآورى كتب پرداخت و سپس راهى اسكندريه و قاهره شد ( كه در اين شهرها چيزى حاصلش نشد ) و در سال 1639 م . مصر را با كتب يونانى ، عربى و فارسى ترك گفت . گريوز در استانبول پوكاك را در موقعيتى ترك كرده بود كه براى بررسى نسخ خطى علمى مطالب زيادى از او ياد
--> ( 1 ) - سايلى ، رصد در اسلام ، ص 386 .